السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

369

تفسير الميزان ( فارسي )

و معلوم است كه بعد از بيان و تماميت حجت ، ديگر عذرى نمىماند ، و اگر در عين حال گنهكار بتواند بگويد : « كرم تو مغرورم كرد » و به صرف گفتن اين حرف عذاب از او بر طرف شود ، بايد در مورد كافر معاند هم كافى باشد ، و حال آنكه چنين نيست ، چون گفتيم بعد از بيان عذرى نيست . از همين جا روشن مىشود كه گفتار بعضى « 1 » از مفسرين كه گفته‌اند : آوردن كلمه « كريم » در آيه از باب تلقين حجت است ، كه آن نيز مظهرى از كرم است . درست نيست . چگونه ممكن است خواسته باشد به دهان بنده اش بگذارد كه در پاسخ من بگو : « خدايا كرم تو مرا مغرور كرد » « 2 » ، با اينكه سياق آيه سياق تهديد است ، به طورى كه در آخر بدينجا كشيده مىشود كه * ( « وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ وَما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ » ) * . * ( « الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ » ) * - اين جمله ربوبيت توأم با كرم خدا را بيان مىكند و مىفرمايد : يكى از موارد تدبير او اين است كه : انسان را با همه اجزاى وجودش خلق كرد ، و سپس به تسويه اش پرداخته ، هر عضو او را در جاى مناسبش كه حكمت اقتضاى آن را دارد قرار داد ، و سپس به عدلبندى او پرداخته ، بعضى از اعضا و قوايش را با بعضى ديگر معادل قرار داد ، و بين آنها توازن و تعادل برقرار كرد ، كه مىبينيم هيچ عضوى از اعضاى او از معادلش قوىتر و سنگينتر نيست ، در نتيجه اگر يكى از اعضايش نتوانست كار او را انجام دهد عضوى ديگر برايش قرار داده تا آن كار را انجام دهد ، مثلا خوردن كه با لقمه انجام مىشود كار دهان است ، و چون دهان خودش نمىتواند لقمه را پاره و خرد كند اين كار را با دندانهايى مختلف انجام مىدهد ، و چون نيازمند است لقمه را زير دندانها بدهد ، و از اين سو به آن سو ببرد ، خداى تعالى اين كار را به عهده زبان گذاشت ، و چون دهان در گرفتن لقمه احتياج به آلتى داشت كه لقمه را گرفته در آن قرار دهد ، اين كار را به عهده دستها نهاد ، دست هم احتياج به كف و كف دست هم احتياج به انگشتان - با آن منافع مختلفش - داشت ، و انگشتان هم احتياج به بند داشت و از سوى ديگر دست هم بخاطر اينكه همه جا دراز نمىشود ، احتياج داشت كه از جايى به جايى ديگر منتقل شود ، و لذا خدا براى آدمى پا قرار داد ، و روى همين حساب معادله را در اعمال ساير اعضاء و قوا كه هزاران هزار و بلكه از حد

--> ( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 30 ، ص 60 . ( 2 ) نظير كلام يعقوب كه گفت مىترسم يوسفم را گرگ پاره كند ، كه با اين سخن به دهان بچه ها گذاشت كه در مراجعت اگر از شما پرسيدم پسرم را چه كرديد ؟ بگوييد گرگ او را پاره كرد ، « مترجم » .